محاکمه رکن الدین مختاری

محاکمه رکن الدین مختاری

رکن الدین مختاری یکی از سرسپرده‌های دستگاه حکومتی رضاخان بود. او در اکثر کارها به عنوان مأمور امنیتی دخالت مستقیم داشت به‌گونه‌ای که شهربانی سایه سیاه خود را بر مردم گسترانده بود. نظمیه‌چی‌ها با نام مختاری بر مقدرات مردم حکومت می‌کردند و کسی را یارای مخالفت نبود. محاکمه رکن الدین مختاری از روز شنبه سوم مرداد ۱۳۲۱ آغاز شد. متن سخنرانی دکتر جلال عبده، دادستان دیوان کیفری را در پاسخ مدافعات وکلای متهمان را در اینجا می‌آورم تا شما هم با گوشه‌هایی از جنایات مختاری و عواملش آشنا شوید:
بدون شک جامعه ایرانی آرزو دارد این محاکمه که اولین نمونه رسیدگی به حساب گذشته است هر چه زودتر خاتمه پذیرد و جنایتکاران به کیفر اعمال خود برسند. بدون تردید ، مردم میل دارند حکم تاریخ دیوان کیفر راجع به متهمین حاضر در اسرع اوقات اعلام گردد. من هم که به نمایندگی این جامعه اقامه دعوی می‌کنم اگر بخواهم بی‌صبری مردم را در این موقع منظور دارم می‌توانم صرفاً با اشاره به ادعا نامه که در دادگاه قرائت شد تقاضای کیفر متهمین را بنمایم. ولی مسلماً بدین صورت تمام وظیفه خود را انجام نخواهم داد. برای اینکه بهترین خدمتی را که به عهده من محول شده‌است به پایان برسانم. لازم می‌دانم توضیحات بیشتری در اطراف ادعانامه بدهم و قیافه شهربانی دیروز و مخصوصاً شخصیت سرپرست مطلق‌العنان آن، آقای مختاری، را برای هیأت محترم طراحی نمایم و عوامل‌تان را که مسلماً در روشن ساختن اهمیت جرایم انتصابی تأثیر بسزایی دارند به سمع دادگاه برسانم.

در اینجا سعی خواهم کرد دستگاه مهیب شهربانی دیروز و چرخهای شیطانی آن که بیگناهان بی‌شماری را در دم پره‌های خود گرفته و آنها را نابود کرده ‌است نشان بدهم تا معلوم شود آقای مختاری که امروز مظلومانه بر روی صندلی اتهام قرار گرفته‌ است. دیروز چکاره بوده و به دست او چه سیّئاتی صورت گرفته است. آقای مختاری! نگران نباشید. من در انجام این وظیفه سنگینی که دارم از شاهراه حقیقت خارج نخواهم‌شد، زیرا یقین دارم که برای نشان دادن چگونگی کارهای شما بیان واقع کاملاً کافی خواهدبود و به اغراق و مبالغه حاجتی نخواهدداشت. من صرفاً سعی خواهم کرد که ترازنامه عملیات شما را در شهربانی دیروز به دست بدهم تا کار رسیدگی به حساب هیأت محترم دادگاه آسان‌تر شود. برای این کار دفتر اعمال شمارا در ظرف مدت تصدی طولانی که داشتید ورق خواهم زد و نشان خواهم داد که جامعه ایرانی از وجود شما چه ضررهایی برده‌ است و چه رنج‌هایی کشیده‌است. متاسفانه این ترازنامه مثل ترازنامه‌های معمولی دارای دو قسمت نیست، از یک قسمت فقط تشکیل شده، در قسمت مثبت، یعنی از جهت خدمات و فواید اجتماعی، حاصل عمل شما هیچ است. ولی در قسمت منفی، یعنی ضررهایی که به این جامعه وارد کرده‌اید، سرتاسر ترازنامه سیاه است. حقیقت این است که مردم ایران در دوره ریاست شما جز رنج و مشقت حاصلی نبرده‌اند، جز فقر و بیچارگی برای خود ذخیره نکرده‌اند، جز حبس و شکنجه سهمی نداشته‌اند.

آقای مختاری ! شما در مدت شش سال عملاً قسمت مهمی از اقتدارات دولت را در دست داشتید و اغلب به امور مربوط به مقدّرات ملت و کشور اعمال نظر می‌کردید. آیا در این مدت که زندانی هستید هیچ وقت از سکوت زندان استفاده نموده‌اید و فرصت پیدا کرده‌اید در اطراف دیروز و امروز خود فکر کنید؟

هیچ وقت مجال تأمل و تفکر برای شما پیدا شده که زندگی گذشته را مد نظر گذرانده، ببینید به جای کارهای خوبی که به انجام آن توانایی داشتید چه تبهکاریها مرتکب شده‌اید. اگر مجال چنین تفکراتی را نداشته‌اید من حاضرم به شما یادآوری نمایم که چه تکالیفی را برعهده داشته‌اید و چگونه این تکالیف را انجام ندادید.

آقای‌مختاری! شما رئیس شهربانی شدید. برای اینکه نظم و انضباط را در کشور برقرار کنید، برای اینکه کاری بکنید که مردم در مهد آسایش و آرامش به سر ببرند، برای اینکه یکی از وظایف دولت که ایجاد امنیت است به دست شما انجام شود، برای اینکه مردم در محیط آزاد با آسودگی زیسته و در پرتو این آزادی، جامعه رو به ترقی و تکامل برود. شما در رأس شهربانی بودید برای اینکه زورمندان به حقوق ضعیفان دست درازی نکنند، هیچ‌کس قادر نباشد از مردم سلب آزادی کند و جان و مال مردم در امان باشد، هیچ فردی هرقدر قوی باشد در هر مقامی که باشد دست تعدی به مال دیگران دراز نکند. این کار به شما سپرده شده‌بود تا از وقوع جنایات جلوگیری بکنید و مجرمین را تعقیب کرده، تحویل دادگاهها بدهید. آیا این همه وظایفی را که داشتید انجام دادید؟ آیا امنیت به معنی واقعی خود به دست شما ایجادشد؟ شما در ظرف این مدت بودجه شهربانی را چند برابر کردید، قسمتی از این بودجه سنگین را صرف تشکیلات جاسوسی نمودید، با این کار وحشتی در کشور ایجاد کردید که در هیچ‌جا سابقه نداشت. دو نفر دوست نزدیک جرأت نداشتند با یکدیگر آهسته حرف بزنند. کار جاسوسی به اندازه‌ای بالا گرفته بود که حتی زن جاسوس شوهر، شوهر جاسوس زن، برادر جاسوس برادر و پسر جاسوس پدرشده‌بود. با این دستگاه مهیب و با دستیاری افراد پستی که آلت دست شما بودند و در مکتب شما پرورش یافته ‌بودند عده زیادی از مردمان بیگناه تحویل اداره سیاسی می‌شدند.

به عقیده دکتر جلال عبده دادستان دیوان کیفر، اداره سیاسی شهربانی کانون فجایعی بود که به دادگاه تفتیش عقاید قرون وسطی شباهت داشت. دادستان دیوان کیفر در کیفرخواست سرپاس مختاری دراین رابطه چنین گفت:

اداره سیاسی ، همان کانون فجایعی که به مؤسسه تفتیش عقاید قرون وسطی شبیه بود، همان تاریکی که روشنایی عدالت و وجدان در آنجا راه نداشت، هرکسی سروکار با آنجا پیدا می‌نمود دیگر از جان خود ایمن نبود . این همان اداره بود که مردمان بیگناه و حساس و باعقیده به جرم سیاست، یعنی حربه تفکر خطرناک دوره گذشته، گرفتار شده و عمری را در شکنجه و آزار به سر می‌برد.، همان دستگاهی که هر وقت به کار می‌افتد سیل خون و دریای اشک جاری می‌ساخت مقدرات افراد در دست عده‌ای از مأمورین کوچک این اداره بود که با حقوق غیر کافی به سمت کارآگاه انتخاب شده و چون وسیله معاش دیگری نداشتند برای حفظ مقام خود هر روزه، راست یا دروغ، اخباری را تهیه کرده و گزارش می‌دادند. آنها می‌دانستند که هر روز باید خبری بدهند؛ چه، اگر روزی خبر جعل نکنند حقوقشان قطع گردیده و از کار خارج می‌شوند. این بود که ناچار اخباری را ساخته و به رؤسا اعلام می‌کردند. همین گزارشها بود که مورد ترتیب اثر واقع و در نتیجه آن مردم تیره بخت بیچاره، گرفتار می‌شدند. مأمورین بزرگتر هم غالباً، خواه از روز شروع به خدمت و خواه به تدریج در اثر تقلید از رئیس کل، فاقد هرگونه عاطفه و احساسات بوده، برخی از آنها بیدادگری را به جایی رسانده بودندکه مردم از فشار زیاد به ستوه آمده، راضی بودند صاعقه آسمانی نازل شود و خشک و تر را با هم بسوزاند. تمام این جنایات را مرتکب می‌شدید برای اینکه مردم حقایق را نگویند و از عملیات شما انتقاد نکنند، از مأمورین غلاظ و شداد شما شکایت ننمایند، آب از آب تکان نخورد تا مختار مطلق‌جان و مال مردم باشید و نزد اعلیحضرت سابق خادم هوشیار و مطیع و لایق معرفی شده، بر مسند ریاست شهربانی تا آخر عمر برقرار بوده و همیشه حضرت اجل بمانید.

هنگامی که تشکیلات وسیع ادارۀ سیاسی برای بیچاره کردن مردم کفایت نمی‌کرد قسمتی از مأمورین اداره آگاهی را مأمور کارهای اداره سیاسی می‌کردید. اما پاسبانهای شهربانی! در اینجا احتیاجی به توصیف آنها ندارم. هرکس در زندگانی خود کم‌و بیش با پاسبانهای دیروز تماس پیدا کرده و طرز رفتار آنها را با مردم می‌داند. شرط رسیدن به درجات یاوری را گذشتن از مرحله پاسبانی قرار دادید تا مردمانی که عاری از هر گونه تعلیم و تربیت هستند مطابق سلیقه خود به پایوری رسیده، کارهای پستی که مردمان شرافتمند حاضر برای انجام آن نبودند به دست همین اشخاص که برگزیده شما هستند به موقع اجرا گذاشته شود. در عین حال جسته‌جسته بعضی پایوران تحصیل کرده و شرافتمند در شهربانی پیدا می‌شدند و نیز برخی از همین پاسبانهای شما که به درجه پایوری نایل شده‌بودند مردمان با وجدانی بودند، ولی غالباً ایشان را از کار برکنار گذاشته یا کارهای بی‌اهمیتی به آنها ارجاع می‌کردند و اگر برای حفظ ظاهر هم کاری به آنها ارجاع می‌شد در معنی آنها هیچ‌کاره بودند و در دستگاه شما نقش مهمی بازی نمی‌کردند. این بود امنیتی که برای این کشور به دست مأمورین پرورش یافته خود تهیه کردید. آیا امنیت این است که در کوچه و بازار، حتی در میان چهار دیوار خانه، مردم جرأت دم‌زدن نداشته‌باشند؟ آیا امنیت این است که مردم از دیدن قیافه بازرس اداره سیاسی متوحش شده و خواب راحت نکنند؟ آیا امنیت این است که مردم از دیدن کاخ سهمگین شهربانی لرزه براندامشان بیفتد؟ اگر انصاف داشته‌ باشید با من هم‌آواز شده و خواهید گفت، این هرج و مرج بوده نه امنیت، و بزرگترین علل این عدم امنیت همان مأمورین مغرض شما بودن که با جان و مال مردم بازی کرده، آسایش را برای این جامعه حرام کرده‌ بودند.

دکتر جلال عبده، دادستان دیوان کیفر در مورد دفاعیات خنده‌آور رکن الدین مختاری و میزان شقاوت و سرسختی‌های شهربانی دیروز و موضوع حسب‌الامر که تکیه کلام مختاری است چنین گفت:

در سازمان وسیع و متنوع دستگاه شکنجه و آزار شهربانی اصطبل کلانتری سوار نقش مهمی را بازی می‌کرد. کسانی که مورد غضب واقع می‌شدند یا مظلومین دیگر برای گرفتن اقرار به آنجا فرستاده شده، با تازیانه‌های مخصوص چهارپایان آنها را مورد ضرب و آزار قرار می‌داد. آقای مختاری! آیا سزاوار بود که با افراد جامعه نجیب ایرانی معامله‌ای را که با حیوان هم نمی‌کنند روا بداری؟ این عملیات شوم شما نه تنها از نظر ملی مذموم بوده و مردم را نسبت به شهربانی بدبین می‌نمود بلکه از نظر سیاست خارجی کشور نیز نگرانیهایی ایجاد کرد. من نمی‌خواهم در این راه موجبات رنجش قلوب علاقه‌مندان میهن را فراهم کنم، ولی هنوز عبارت زنده‌ای که در روزنامه‌های بیگانه راجع به این شقاوتها و بی‌رحمی‌ها نوشته‌شده است و تمدن ایران مارا به زندگی در قرون وسطایی و دوره تفتیش عقاید تشبیه کرده از خاطرها فراموش نشده ‌است.

دکتر جلال عبده دادستان دیوان کیفری پیرامون شهوت مردم‌آزاری مختاری و تمایلات درونی وی به جنایتکاری‌ها و پشت‌پازدن به اصول قانون چنین گفت: بالاخره برای اینکه جنایتکاران خود را تکمیل کنید، برای اینکه دفتر سیئات اعمال شما حاوی تمامی مظالمی باشد که به دست بشر در دوره طولانی تاریخ ارتکاب شده‌است تشکیلاتی برای آدمکشی دادید. آیا همه این اعمال شرم‌آور کافی نبود برای اینکه آتش جنایتکاری شما را که روز به روز بیشتر زبانه می‌کشید خاموش کند؟ این همه حبس و شکنجه و آزار و فرستادن به سیاه‌چال کفایت نمی‌کرد برای اینکه شهوت مردم‌آزاری شما را اطفاء کرده تا دیگر خونخواری را پیشه خود نسازید و اقدام به قتل نفس نکنید؟ من در روانشناسی زیاد کار نکرده‌ام ولی کسانی که با این علم سروکار دارند با دقت در اطراف شخصیت شما و تمایلات درونی شما به جنایتکاری، موضوع تازه برای بررسی خواهند داشت. چیزی که من می‌توانم با کمال جرأت در محضر دادگاه بگویم این است که شما از ارتکاب به گناه خوشوقت می‌شوید و از آزار و شکنجه مردمان بیگناه لذت می‌برید و با کمال خونسردی از نعش قربانیهای هوی و هوس خود پروبالهای خونین برای ارتقاء می‌ساختید. این نکته را لازم است متذکر شوم که تنها جنایات ارتکابی شما منحصر به موارد مذکوره در ادعانامه نبوده‌است. کسانی که به دست دژخیمهای شهربانی به دیار نیستی سوق داده‌شده‌اند مسلماً خیلی بیشتر از اینهاست. متأسفانه ما با وسایلی که داشتیم تاکنون موفق نشدیم به اینکه بازجویی غیر موارد مذکور در ادعانامه نموده، به نتیجه قطعی برسانیم. شاید بعدها با جدیت مأمورین، جنایات و آدمکشیهای دیگری کشف شده و پرده از روی خیلی از اسرار برداشته شود.

آقای مختاری! شما رئیس شهربانی بودید، شما ضابط دادگستری محسوب می‌شدید مأموریت کشف جرایم را داشتید. چگونه شما مأمورینی را برای ارتکاب جرایم انتخاب کردید؟ چگونه شما به مأمورینی که اصولاً برای حفظ انتظام انتخاب شده‌اند لباس میرغضب می‌پوشانیدید و به آنها درس آدمکشی می‌دادید؟ پلیس و آدمکشی در کجای دنیا سابقه دارد؟

دکتر جلال عبده دادستان دیوان کیفری، در کیفرخواست مختاری پیرامون آزادی بیان و قلم چنین گفته‌ است:

شما بی‌جهت با آزادی خصومت نداشتید، شما بیهوده حقوق ملت ایران را پایمال نکردید، شما بی‌علت جلوی آزادی بیان را نگرفتید و قفل سکوت بردهان مطبوعات نگذاشتید. شما آن دو حریف نیرومند یعنی آزادی بیان و قلم را خوب می‌شناختید. می‌دانستید که اگر مردم بتوانند آزادانه معایب کار را بگویند، اگر مطبوعات قادر باشند از روی بیطرفی و بی‌غرضی عملیات متصدیان امور را انتقاد کنند آنوقت درباره حقایق تلخ که روی آن سرپوش گذاشته بودید پی خواهند برد، عاملین ظلم و تعدی و چپاول و غارت شناخته خواهند شد، بی‌عدالتی‌های بعضی از مأمورین خشن دیر یا زود به گوش مقامات عالیه خواهد رسید.

آنوقت درباره منبع اطلاع دیگری غیر از اداره نگارشات شهربانی پیدا می‌کرد پرده از مظالم ستمکاران برداشته ‌شده، رئیس شهربانی می‌رفت و مأمورین گناهکار او هم به کیفر خود می‌رسیدند. اگر مردم آزاد بودند. و معایب کار به موقع گفته‌می‌شد و مقامات عالیه در صدد تعدیل برمی‌آمدند، یا شما رئیس شهربانی نمی‌شدید و اگر می‌شدید مسلماً رویه دیگری اتخاذ می‌کردید و شاید امروز روی صندلی اتهام قرار نمی‌گرفتید و ازبخت بد خود شکایت نمی‌کردید. وضعیت عمومی کشور هم مسلماً بهتر از این می‌شد و مثل امروز مردمان ستمدیده پیدا نمی‌شدند که در اثر فشار طاقت‌فرسا از طریق اعتدال خارج شده و راه افراط پیش گیرند. مردم این کشور ایمان داشتند، ایمان به خدا، ایمان به میهن، ایمان به شخصیت ملت، ایمان به قانون و ایمان به معاضدت و معاونت.

یکی از نتایج شوم طرز عمل شهربانی از بین رفتن همین ایمان بود که امروز برای حمایت این ملت از ضروریات به شمار می‌رود. من نمی‌خواهم بگویم که تنها عملیات شما موجبات سست شدن ایمان مردم را فراهم نموده‌است، ولی مسلماً شهربانی دیروز در تزلزل ایمان جامعه بزرگترین عامل به شمار می‌رود. می‌دانستید که اگر افراد دست اتحاد به یکدیگر بدهند مسلماً در مقابل استبداد و ارتجاع مقاومت می‌نمایند. به خوبی حدس زده‌ بودید که اگر جامعه معتقد به مبادی مذهبی و اخلاقی باشند به زندگانی پست تن در نداده، در مقابل زورگویی‌ها و بیدادگریها مقاومت کرده و حاضر برای هرگونه فداکاری می‌شود. کاملاً احساس کرده‌ بودید که مردمان با ایمان با صراحت لهجه راستگو و با شهامت درست به درد چرخاندن دستگاه شیطانی نمی‌خورند. شما می‌دانستید که اگر جامعه نسبت به قانون ایمان داشتند اجرای دستورات مخالف قانون شما میسر نبود. شما روح ملت را کشتید زیرا می‌دانستید که ملت زنده می‌تواند در هر موقع اشخاص با ایمانی به وجود آورده و شما به اشخاص با ایمان احتیاج نداشتید. ولی اشتباه کردید. تاکنون هیچ ارتجاعی نتوانسته است ملت ایران را به مرگ ابدی سوق دهد. روح ملت ایران ممکن است برای چندی دچار اختناق شود ولی بالاخره دوباره تجدید زندگی خواهد کرد و حیات جاودانی خود را ادامه خواهد داد. اکنون موقع آن رسیده‌است ازهیأت محترم دادگاه درخواست کیفرمتهمین حاضر را بنمایم . متأسفانه در این زمینه نمی‌توانم کیفری را ه متناسب با اهمیت جرایم اکتسابی است تقاضا کنم. قانون اجازه درخواست تعیین کیفری را بیش از آنچه که در ادعانامه تقاضا شده‌است نمی‌دهد. راست است که تمایلات عمومی هم با توجه به اهمیت عملیات متهمین به کیفرهای مورد تقاضا قانع نیست.

دکتر جلال عبده دادستان دیوان کیفری، در پایان کیفرخواست درباره قربانی‌های رکن الدین مختاری چنین گفت:

هیأت محترم دادگاه! به قیافه‌های رنگ پریده متهمین حاضر نگاه کنید. در این موقع ارفاق را روا مدارید، رحم نکنید، همان‌طوری که این آقایان در موقع فرمانروایی خود به هیچ‌کس ترحم نکردند و بچه و بزرگ و جوان و پیرزن و پیر مرد همه را قربانی هوی و هوس خویش نمودند. همین آقای مختاری که با صورت حق به جانب سعی می‌کند خود را عابد معرفی نماید روزی که مختار مطلق بود کار شقاوت را به جایی رسانده‌ بود که مردم به ضحاک و امیر تیمور و فرعون رحمت می‌فرستادند و در آن روز گریه مادران و ناله فرزندان بر او تأثیر نمی‌کرد، تضرع و زاری‌های زنانی که شوهر آنان گرفتار اداره سیاسی و خود در اثر نداشتن وسیله معاش نزدیک بود به پرتگاه بی‌عفتی سوق داده‌شوند مؤثر واقع نمی‌شد. این آقا همان کسی است که مسبب سیه‌روزی بسیاری از افراد این مملکت شده‌است. هیأت دادگاه! امروز در مقابل وظیفه سنگینی هستید. سرنوشت مردم این کشور، سرنوشت آزادی و ایمان در دست شما است. کیفری تعیین کنید که مایه عبرت گردد تا دیگر کسی جرأت نکند برای نگهداری مقام اداری و سیاسی خود عواطف و احساسات و اخلاق و قانون و وجدان و وظیفه و همه چیز را زیر پا بگذارد. کیفری تعیین نمایید تا دیگر پلیس جرأت نکند برای اطفای مطامع و شهوات خود مردمان روشنفکر و جوانان تحصیل‌کرده را آزار و شکنجه نموده یا از بین ببرند. هیأت محترم دادگاه! چشم امید مردم ایران مخصوصاً ستمدیدگانی که در زیر فشار شهربانی دیروز دست و پا می‌زدند به شما نگاه می‌کند و از شما کیفر متهمین حاضر را می‌خواهند. با سخت‌ترین موجبات، مجازات آنان را فراهم کنید. ارواح کشتگان و شهدای آزادی در محضر این دادگاه حاضر است و به زبان معنی می‌گوید این جنایتکاران را به کیفر اعمال خود برسانید، نه برای خاطر ما بلکه برای خاطر فرزندان و زنان ما، برای خاطر اجتماع، برای اینکه صلاح جامعه را رعایت کرده‌ باشید، برای اینکه متصدیان امروز هم بدانند که دوره ظلم و جور زمانی ندارد و دیر یازود به پایان می‌رسد.
محاکمه رکن الدین مختاری

هیأت محترم دادگاه! به اهمیت حکمی که از طرف شما اعلام خواهد شد توجه فرمایید. این حکم خط‌مشی مأمورین دولت و ارباب قدرت را برای صدها سال تعیین خواهد کرد و به آنان خواهد فهماند بزرگترین مقامی که حاکم بر آنان هست قانون است. به آنان نشان خواهید داد که دستورات خائنانه در خور اجرا نیست. این حکم پرتو امیدی در قلوب مأیوس افراد این کشور خواهد افکند و آنها را نسبت به شئون قوه قضائیه امیدوار خواهد نمود. هیأت محترم دادگاه! این دژخیمهای اجتماع را شدیداً مجازات فرمائید و عملاً نشان دهید که چشم عدالت بیدار بوده و آتش مقدس دادگستری هنوز در کانون زندگانی ملت ایران فروزان است.

____________________________________

منبع : عبده ، جلال ، چهل سال در صحنه. ۱۳۶۸

درباره نویسنده

321مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

*

تمام حقوق این سایت برای گردشگری ایران و جهان. محفوظ است. © 2017
پشتیبانی شده توسط فضانت