خشم شاه

خشم شاه

این داستان تاریخی مربوط به رضا شاه پهلوی می باشد که نام آن خشم شاه می باشد و گروه تحریریه توریستفا این داستان را به عنوان یک داستان تاریخی منتشر می نماید که به شرح زیر می باشد:
روزنامۀ قیام ایران به نقل از خواندنیها چنین نوشته‌بود: در قحطی‌ای که در بهمن ماه سال ۱۳۱۵ هجری‌شمسی آمد. وزارت دارایی در حال فروش غلات به خارج مملکت و کشورهای بیگانه بود. رضاشاه از این موضوع بو برده بود و به دستور وی تمام وقت داور که وزیر مالیه بود صرف رساندن گندم به خراسان شد. داور تمام رئیس و رؤسای طراز اول را از پشت میز ادارات بلند کرد و برای جمع‌آوری غلات، باز کردن راهها و رساندن آنها به خراسان اقدام نمود، مأمورین بین‌راه خراسان ورود هر کامیونی را از طریق تلگراف گزارش می‌کردند. در اتاق داور نقشه‌های بزرگی تهیه و تنظیم شده‌بود. که حرکت و ورود ماشین‌ها را به جاده‌های شهرها نشان می‌داد. فکر وصول کردن و ایجاد قوانین جدید برای جمع‌آوری مالیاتهای تازه همه به یک سو نهاده شد و وزارت مالیه که مسئول این کار بود، تبدیل به یک مؤسسۀ حمل و نقل شد.

روز قبل از مرگ داور، وی به دربار شاه احضار شد و پس از آن دگرگون و ماتم‌زده از قصر سلطنتی بیرون آمد. کسی در اتاق شاه نبود. ولی می‌شود حدس زد که برای اولین بارداور، مورد خشم و غضب و تندی رضاشاه واقع شد و موضوع بحث هم قضیه تنگی آذوقۀ خراسان و مخارجی بود که برای رساندن غله وزارت مالیه ناچار به تحمل بوده‌است. داور به محض ورود به وزارت مالیه صورتهایی از ادارۀ غله خواست و چندین محاسب و ماشین‌نویس مشغول محاسبۀ ارقام مذکور شدند. او به هیچ یک از کارهایی که رئیس دفتر وزارتی می‌برد توجه نمی‌کرد و همه را به وقت دیگر موکول می‌کرد. فقط شنیدم راپورتی مربوط به ارباب مهدی یزدی را منحصراً خواند و سپس با نوشتن یک کلمۀ «موافق» از سقوط و نیستی این تاجر که از دوستان حسن‌خان خدیری پیشکار با وفای داور بوده، جلوگیری کرد. بعداً برای بهترین راه خود کشی به فکر دیگری افتاد. شاهزاده سلطان حسین‌میرزای رخشانی رئیس انحصار تریاک را احضار کرد و با پرخاش به مشارالیه گفت: شما با لوله‌های تریاک چه می‌کنید که وکلای مجلس شکایت دارند که مرفین آن را می‌گیرید؟

رخشانی سپس با دستور داور از اتاق بیرون رفت و چند لول تریاک خوب پرمرفین را ازانبار آورد که وزیر مالیه بعداً آنها را تجزیه نموده و مقدار مرفین هر یک را معلوم کرده تا بتواند جواب وکلای مجلس را بدهد.

کم‌کم غروب شده‌ بود. شب در وزارت خارجه جلسه‌ای با حضور محمود جم رئیس‌الوزراء و سمیعی وزیر خارجۀ وقت مجلس بود. مذاکرات هیأت نیز پیرامون بحث در اطراف قرارداد سرحدی و موضوع خشک و مفصلی بود که با خاطر افسرده و روحیۀ متزلزل داور به هیچ وجه وفق داده ‌نشد.

رضا شاه پهلوی
داور یکسره از داخل عمارت، راه وزارت خارجه را پیش گرفت. در جلسۀ هیأت نیز با همۀ تظاهرها، افسرگی و خستگی داور عطف توجه می‌کرد و جم اظهار می‌کند که چون قرارداد مفصل است و ظاهراً سبب خستگی داور شده، خوب است جلسه را امشب ختم کنیم. وزیر مالیه گفت: نه، بالعکس من خسته نیستیم و گوش می‌دهم. از زمان خروج از دفترش تا آن لحظه دو قضیۀ برجستۀ دیگر یکی اینکه داور کیف خود را شخصاً بر می‌دارد و به اصرار هم حاضر به دادن آن به پیشخدمت نمی‌شود و دیگری صرف قهوه متعدد در وزارت خارجه چشمگیر بوده‌ است. پس در پایان جلسه، داور برای اولین بار حضور ذهن را از دست داده و اشتباهاً به اتومبیل دیگری وارد می‌گردد. و پس از پی بردن به اشتباه خود سوار ماشین خود شده و به منزل رفت. در سرمیز شام به بهانۀ خستگی، از خوردن غذا خودداری کرد و از خانمش خواهش کرد، چون فوق‌العاده خسته است دقت کند که بخصوص امشب بچه کوچکش از خواب بیدار نشود و گریه نکند و خانم قول می‌داد که نمی‌گذارد صدای گریۀ فرزند کوچکش او را بی‌خواب کند. مسلماً داور به دو فرزندش علاقۀ مفرطی داشت و از این می‌ترسید که مبادا صدای اطفالش او را از تصمیم خویش منصرف کند. شب عجیبی به وزیر مالیه گذشت. پاسی از نیمه شب اتاق خواب را ترک کرد و با لباس عادی که روز در تن داشت به اتاق جنب محل خوابش رفت. یک نامه برای شاه حاکی از خدمات صمیمانه و علل انتحارش نوشت. نامه‌ای هم برای زنش درباره آیندۀ فرزندانش نوشت. بعد مرفین‌های سبزوار را در لیوان ریخت و سر کشید. تریاکهای انحصار را نیز مقداری حل کرده و قسمتی را هم تکه‌تکه خورد و نزدیک ساعت پنج بعد از ظهر جان‌به جان‌آفرین سپرد. دکتر سمیعی اولین کسی بود که بربالین او رفت. مداوای دکتر سمیعی هم مؤثر واقع نشد. فقط دو قطعه تریاک استفراغ کرد و تبسمی کرد و با زبان شل این شعر کلیم را خواند و از رنج زندگی خلاص شد.

بدنامی حیات دو روزی نبود بیش
یک روز صرف بستن دل شد به این و آن آن هم کلیم با تو بگویم چه‌سان گذشت
روز دگر به کندن دل ز این و آن گذشت۱
_________________________________________

۱ . روزنامۀ قیام ایران، به نقل از خواندنیها، ۱۳۲۴ .

درباره نویسنده

321مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

*

تمام حقوق این سایت برای گردشگری ایران و جهان. محفوظ است. © 2017
پشتیبانی شده توسط فضانت